تبلیغات
آموزش ابتدایی - بخونش دوست عزیز
آموزش ابتدایی
تجربه معلمی است كه اول امتحان می گیرد سپس درس می دهد.

دوست عزیز

روزی در دهکده ای کوچک، معلم مدرسه از دانش آموزان خود خواست تا تصویری از چیزی که نسبت به آن قدردان هستند، نقاشی کنند. او با خود فکر کرد که این بچه های فقیر حتماً تصاویر بوقلمون و میز پر از غذا را نقاشی خواهند کرد. ولی وقتی یکی از دانش آموزان نقاشی ساده کودکانه خود را تحویل داد، معلم شوکه شد. او تصویر یک دست را کشیده بود، ولی این دست چه کسی بود؟ بچه های کلاس هم مانند معلم از این نقاشی مبهم تعجب کردند. یکی از بچه ها گفت: من فکر می‌کنم این دست خداست که به ما غذا می‌رساند. دیگری گفت: شاید این دست کشاورزی است که گندم می کارد و بوقلمون ها را پرورش می دهد. هر کس نظری می داد تا این که معلم نزد همان دانش آموز رفت و از او پرسید: این دست چه کسی است؟ او در حالی که خجالت می‌کشید، آهسته جواب داد: این دست شماست. معلم به یاد آورد از وقتی که او پدر و مادرش را از دست داده بود، به بهانه های مختلف نزد او می آمد تا خانم معلم دست نوازشی بر سر او بکشد. معلم، به کودکم عشق بیاموز و دگر هیچ...






نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 اردیبهشت 1388 توسط احمد
درباره وبلاگ

جستجو

آرشيو مطالب

آخرين مطالب

نويسندگان

پيوندهاي روزانه

آمار سايت